لمس شده ام

بی حسِ بی حس

هیچ چیز را بعد از تو درک نمیکنم

هیچ چیز با اهمیت به نظر نمیرسد

تو تمام دنیایم بودی

آری

وقتی از کسی تمام دنیایش را بگیری لمس می شود

وقتی از کسی زندگی اش را بگیری

وقتی بداند به آن نخواهد رسید

لمس می شود

می شود یک ماشین که صرفا کارهایی را طبق برنامه ای اجباری انجام میدهد

بدون هیچ انگیزه ای

لمس می شود چون دلش مرده است

و وای به آن روزی که دل بمیرد و عقل کار کند

آن دنیای لعنتی که فقط عقل آدم ها کار میکند را نمی خواهم

دنیای مزخرفی است

دنیای دیوانه ها بهتر است

درست است که دیوانه اند

ولی لااقل نمرده اند !

کاش کسی قبل از به خاک سپرده شدنش نمیرد!


در جواب میگویم

کاش اصلا نمیریم

کاش اصلا بی حس نشویم

لابد میپرسی مگر ممکن است نمیریم؟!

آری

تنها راهمان این است که هم از عقلمان استفاده کنیم هم عشقمان

به قول شهید چمران

"اگر عقلمان عاشق شود،عشقمان عاقل میشود"

و بعد از آن جاودانه خواهیم شد

و دیگر لمس نخواهیم ماند

این لمسی ای که در اکثر ماها وجود دارد بخاطر عشق به لذت های دنیوی و رسیدن یا نرسیدن به آنهاست

اگر به آنها نرسیم در حسرت آنیم که چرا نرسیده ایم

اگر برسیم هم به پوچی آن پی میبریم

این لمسی نشان میدهد هنوز عقلمان عاشق نشده

این لمسی نشان می دهد هنوز تا اوج فاصله هست


پ.ن: عشق و عقل باهم تقابل ندارن؛ همدیگرو تکمیل میکنن

پ.ن۲: توی عکس میتونید نمونه افرادی رو ببینید که عشقشون عاقل شده

پ.ن۳: این متن رو اولین بار توی اینستا گذاشتم ولی خب جاش توی وبلاگ خالی بود به نظرم


           ۱۳۹۶/۱۰/۲۳